ابراهيم عاملي ( موثق )

64

تفسير عاملي ( فارسي )

ديگر احتراز كنند و حقّ مضطرّ ديگر را نگيرند ، كه اگر بيچاره اى مردارى از بيچاره - اى ديگر گرفت و خورد نه مسئول خوردن مردار است بلكه مسئول تضييع حقّ غير است . « فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ » 146 آلوسى : يعنى اينها حرام هستند ولى خداوند در موقع اضطرار مىبخشد . روح البيان : در تأويلات نجميّه گفته است : ميته اشاره است به هوا و هوس - هاى دنيا ، چنانچه بداود پيغمبر الهام شد : دنيا چون مردارى است كه سگها بر آن گرد آمده و هر كدام آن را به طرف خود ميكشند ، پس اگر دوست دارى مثل آنها سگ باشى خواسته هاى دنيا را به طرف خود بكش . حافظ گفته است : همائى چون تو عالى قدر و حرص استخوان حيف است دريغا سايه ى همّت كه بر نااهل افكندى و سنائى گفته است : اين جهان بر مثال مردارى است دور او كركسان هزار هزار او مر اين را همى زند مخلب اين مر او را هميزند منقار و دم مسفوح كنايه است از شهوات و لذّات كه براى آنها دين را از دست ميدهند و حقيقت آدميت را ميكشند و خونش را ميريزند ، و لحم خنزير كنايه است از پليديها و اعمال شيطانى چنان كه در آيت جلو گفته شده است « الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنْصابُ وَالأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ » و « فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّه » كنايه است از آنچه موجب انحراف از حقّ بسوى غير حقّ بشود . سعدى گفته است : خلاف طريقت بود كاوليا تمنّا كنند از خدا جز خدا « حَرَّمْنا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ » 147 مجمع : در معنى « ذى ظفر » اختلاف است : ابن عبّاس و سعيد بن جبير و قتاده و مجاهد و سدّى گفته‌اند هر حيوانى كه پنجه ى گشاده نداشته مثل شتر و ديگر چهار پايان و مرغابى و غاز ، ابن زيد گفته است مقصود شتر است و بس نه ديگر حيوانات ، جبّائى گفته است : همه ى درندگان و سگها و